وزارت خزانه داری آمریکا در سالگرد اشغال سفارتین کشور در تهران،
مجتبی خامنه فرزند رهبر جمهوری اسلامی ایران را به همراه چند فرد و یک نهاد مرتبط
با ایران تحریم کرد.
Showing posts with label مجتبی خامنه ای. Show all posts
Showing posts with label مجتبی خامنه ای. Show all posts
Monday, November 4, 2019
Wednesday, June 6, 2018
محمد مهدوی فر با طرح 32 سوال سیاسی بحث برانگیز
نامهی سی و دوم محمد مهدوی فر از
داخل زندان با ۳۲ سوال: مجتبی خامنهای چه نقشی در تصمیمگیریهای کشور دارد؟/ آیا
امکان شکایت از شما هست؟
محضر مبارک آیت الله خامنهای ولی امر مسلمین جهان
پس از سلام و عرض احترام
مستدعی است در صورت تمایل به این سی و دو سوال پاسخ دهید:
۱. آیا شما واقعاً ولی امر مسلمین همه جهان هستید؟
۲. با توجه به اینکه آثار فقهی مکتوب و شفاهی از شما در دسترس نیست، ما چگونه میتوانیم مطمئن شویم که شما مجتهد یا مرجع تقلید هستید؟
۳. آیا شما مایلید مادامالعمر رهبر باشید یا در اینباره تصمیم دیگری دارید؟
۴. آیا شما موقع تولد یاعلی گفتید؟
۵. چرا شما هیچ وقت با هیچ خبرنگاری مصاحبه نمیکنید و پاسخ سوالات را نمیدهید؟
۶. آیا بهتر نیست که شما در سخنرانیهایتان از الفاظی که در شأن رهبران سیاسی و مذهبی نیست، استفاده نکنید؟
مانند کلمه «مردک»، «به درک»، «مثل سگ دروغ می گویند»!
مگر سگ دروغ می گوید؟ سگ فقط عوعو میکند. ترجمهی آن را ما نمیفهمیم.
۷. هزینه حفاظت و نگهداری از شما و خانواده شما ماهیانه چقدر می شود؟
۸. مجتبی خامنهای چه نقشی در تصمیمگیریهای کشور دارد؟
۹. آیا اخیراً از میزان محبوبیت خود در کشور نظرسنجی کردهاید؟
۱۰. اگر به شما خبر بدهند که در نظر سنجیها نود درصد مردم ایران نمیخواهند که شما رهبر آنها باشید، عکسالعملتان در مقابل این خبر چه خواهد بود؟
۱۱. آیا شعار رفراندوم خط قرمز نظام است؟
۱۲. اگر به دیوارهای یک شهر شخصی شعار مرگ بر دیکتاتور بنویسد، قوای امنیتی در صدد یافتن او بر می آیند تا او را به مراجع قضایی معرفی کنند. به نظر شما نویسنده در این شعار، مرگ را نثار چه کسی کرده است؟
۱۳. آیا محبوس کردن در سلولهای انفرادی برای مدتهای طولانی و محروم کردن از تماس و ملاقات خانواده و آفتاب و تغذیهی مناسب و نیز توهین و تحقیر و تهدید و تعرض به حریم خصوصی در بازجوییها مصداق شکنجه نیست؟
۱۴. آیا در قوه قضاییه ساز و کاری وجود دارد که شهروندان بتوانند از رهبر شکایت کنند؟
۱۵. با تجمعات اعتراضی مردم بهتر است با مدارا برخورد کنیم یا با خشونت؟
۱۶. اگر در آینده تجمعات اعتراضی مردم علیه شما وسعت پیدا کند، آیا شما برای ماندن در مسند قدرت به کشتار مردم راضی هستید؟
۱۷. آیا دربارهی قتلهای زنجیرهای و مرگ آقای هاشمی و انفجار بمب در حرم امام رضا ناگفتههایی هست که ما نباید بدانیم؟
۱۸. برای ساختن مرقد باشکوه برای امام خمینی تا کنون چه مقدار هزینه کردهاید؟
آیا بهتر نبود این پول را برای نیازهای واقعی مردم خرج میکردید؟
آیا این کار مصداق اسراف و تبذیر نیست؟
آیا برای پول خرج کردن از کیسهی مردم و به ویژه مردم فقیر، نیاز به اجازه گرفتن از آنها نیست؟
۱۹. به نظر شما اگر به خاطر تحریمها و مشکلات اقتصادی از حقوق پاسدارها کاسته شود آیا از ارادت آنها به رهبرشان کاسته خواهد شد؟
۲۰. تا کنون شما چه مقدار پول برای جنگ در عراق و سوریه و لبنان و فلسطین و یمن خرج کردهاید؟
۲۱. اگر نیروهای شما را از عراق و سوریه اخراج کنند، با توجه به تحریمهای بانکی بقیه پولها را از چه طریقی به آنجا خواهید فرستاد؟
۲۲. روزی که شما تصمیم بگیرید کشور اسراییل را از صفحهی روزگار محو کنید، درباره زنان و کودکان اسرائیلی چه تدابیری اتخاذ کردهاید؟
۲۳. آیا میدانید جمعیت کشور از ابتدای انقلاب تا کنون ۲/۱ برابر شده ولی جمعیت زندانیان کشور ۲۶ برابر شده است؟
۲۴. در گسترش انواع ناهنجاری ها در جامعه ایران فقط مسئولین دولتی مقصرند یا شما نیز تا حدودی مقصرید؟
۲۵. چرا شما کردها و بلوچها و اهل سنت و اقلیتهای مذهبی را در اداره کشور سهیم نمیکنید؟
۲۶. چرا بسیاری از مردم ایران و حتی رئیس جمهور محترم به صدا و سیما میگویند رسانه میلی؟
۲۷. چرا وقتی یک فلسطینی مجروح می شود، صدا و سیما بارها اطلاع رسانی میکند ولی وقتی جوانان خودمان در تجمعات کشته میشوند، از اطلاع رسانی پرهیز میکند؟
۲۸. چرا از ابتدای انقلاب تا کنون انتقاد کردن از امام خمینی خط قرمز نظام بوده است؟
۲۹. در ماجرای کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ به فرمان امام خمینی دقیقاً چند نفر اعدام شدهاند؟
آیا آیین دادرسی دربارهی آنها رعایت شده است؟
شما به عنوان رئیس جمهور وقت، در این اعدامها چه نقشی داشتهاید؟
۳۰. آیا مواضع امام خمینی و به ویژه سخنرانی معروف ایشان شش ماه قبل از شروع جنگ که مردم و نظامیان عراق را به طغیان علیه صدام با کمک ایران دعوت میکند، در تحریک صدام و شروع جنگ اثر داشته است؟
۳۱. چرا به جای قبول قطعنامه بعد از شکستهای آخر جنگ، بعد از فتح خرمشهر صلح را نپذیرفتیم تا هم کشته کمتری بدهیم و هم غرامت جنگ را دریافت کنیم؟
۳۲. آیا بهتر نیست به من که در زندان شما به سر میبرم، اجازهی استفاده از وکیل بدهید و در مورد پروندهی من به قانون اکتفا کنید؟
محمد مهدوی فر
تخریبچی و غواص جنگ ایران و عراق
پانزدهم خرداد نود و هفت
زندان مرکزی اصفهان
Tuesday, May 1, 2018
همه دشمنان ایران از بن سلمان تا سید علی
مجتبی واحدی
شش سال پیش
در گفتگو با صدای امریکا گفتم : «آرزوی منسرنگونی جمهوری اسلامی است و برای تحقق
این آرزو، حاضرم با هر سازمان سیاسی یا کشوری که آماده کمک به ملت ایران باشد
همکاری کنم جز سازمان مجاهدین خلق و دولت اسرائیل». استدلال من برای مستثنی کردن
این دو، شباهت رفتار آنان در مواجهه با مخالفان بود. اکنون همان سخن را با یکتوضیح
اضافه تکرار می کنم: «اسرائیل و سازمانمجاهدین، شاگردان تنبلی در مکتب جمهوری
اسلامی بودهاند و در خشونت ورزی، به گرد پای جمهوری اسلامی نیز نمی رسند.» اینها
را گفتم تا بگویم از نظر من، اگر تهدید وخطری متوجه ایران باشد مجاهدین و اسرائیل
را از بزرگترین تهدید های بالقوه می دانم. البته در مورد اسرائیل، نکته خاصی وجود
دارد. معتقدم حتی اگر در ایران ، انقلابی به وقوع نمی پیوست اسرائیل به همراه
عربستان و ترکیه ، سه رقیب منطقه ای برای ایران بودند که رقابت آنان با ایران حتی
می توانست به مراتبی از دشمنی برسد. اما متاسفم که بگویم دشمناصلی ما نه عربستان
است و اسرائیل و نه گروههای داخلی که در دوره جنگ ، با دشمن ملت ایران ، همراهی
کردند . دشمن اصلی، جهل ما مردم نسبت به نقش دوست و دشمن، سوء استفاده حکومت از
اینجهل و همکاری گروهی از «وجیه المله ها» با حکومت برای فریب مردم است و خطر این
دشمن صدها بار بیشتر از هر دشمن داخلی و خارجی است.
اجازه بدهید کمی صریح باشم. سالهاست جمهوری اسلامی، با
القای وجود دشمن خارجی یا بزرگ نمایی فساد و تباه بعضی گروههای داخلی ، بسیاری ازمردم
را فریفته و آنان را پشت سر خود نگه داشته است. به ویژه هرگاه افشای یک فساد یا
ناکارآمدی در سطوح عالی حکومت، مردم را به اوج عصبانیت رسانیده، دستگاه تبلیغاتی
نظام فعالیت خود در این زمینه را تشدید کرده است. در چنان شرایطی، تریبون های
جمهوری اسلامی، اندکی از حقیقت را با انبوهی از دروغ و فریب مخلوط می کنند تا بر
دو موج «ترس» و «غیرت» سوار شوند و مردم را با خویش همراه سازند. این رویه از
نخستین روزهای انقلاب وجود داشته و همچنان یکی از قوی ترین حربه های جمهوری اسلامی
است. البته، موفقیت نظام در جلب «حس دشمن ستیزیِ» در مردم همواره به یکمیزان نبوده
است. مثلا ازسال پنجاه وهشت تا کنون، تلاش شده که امریکا و اسرائیل به عنوان اصلی
ترین دشمن ایران معرفی شوند. اما نظام هیچگاه نتوانسته اکثریت ایرانیان را با این
سیاست ، فریب دهد و به اهداف خود برسد. در مقابل در مقاطعی، جمهوری اسلامی در
تهییج عواطف ملی علیه برخی دشمان واقعی یا فرضی، موفقیتی بالاتر از توقع داشته و
با سوء استفاده از آن، بسیاری از ضعف ها و مفاسد خود را تحت الشعاع قرار داده است.
داعش، بارزترین نمونه از این دست است. رفتار افراطی جمهوری اسلامی در چهل سال
گذشته، نوعی تنفر نسبت به افراط مذهبی در میان ایرانیان بوجود آورده است. از سوی
دیگر سوابق تاریخی و برخی حوادث چند دهه اخیر، حساسیت های منفی نسبت به اعراب غیر
ایرانی را به اوج رسانده است. داعش هر دو ویژگی را دارا بود. انعکاس وسیع جنایتهای
داعش در عراق و سوریه نیز بر وحشت و نفرت از این گروه افزود و به نظام جمهوری
اسلامی کمک کرد تا بار دیگر توجهات را از مفاسد ، بی کفایتی ها و جنایتهای داخلی
به سوی خطر مشکوک داعش منحرف نماید. همین موضوع به شکلی دیگر در مورد عربستان
سعودی نیز صدق می کند. اعتراف می کنم جمهوری اسلامی در بهره گیری از حساسیت های
واقعی و موهوم و «خطرناک نمایی» سعودی ها نیز موفق بوده است.
می توان نمونه های دیگر از دشمن تراشی های موهوم ، واقعی و
نیمه واقعی ارائه نمود که نشان می دهد نظام ولایت فقیه چگونه با «بدتر» نماییِ
دیگران و ترساندنملت ایران از شرایط پسا جمهوری اسلامی، خود را به «انتخابِ ناگزیر»
برای ایرانیان تبدیل کرده است. اما حتی با پذیرش ادعاهای جمهوری اسلامی و
بلندگوهای اصلاح طلب یا اصولگرای آن، جای یکسوال باقی است: بزرگترین دشمن ملت
ایرانکیست و کدام دشمندر طول تاریخ، بیشترین زیان را در ابعاد مختلف بر ایران و
ایرانی وارد کرده است ؟ جنگ هشت ساله با عراق، خسارات فراوان مادی و تلفات جبران
ناپذیر جانی به ایران و ایرانیان وارد کرد. در جنایت کار بودن صدام و حمایت شرم
آور همه قدرت های جهانی و منطقه ای از او، تردیدی نیست. اما در آغاز و ادامه همان
جنگ نیز نقش عناصر موثر جمهوری اسلامی از رهبر وقت تا دستیاران و مشاوران او، غیر
قابل انکار است. اصرارلجوجانه بر ادامه جنگ و نادیده گرفتن برخی فرصت های مناسب
برای پایان آن، حداقل اتهام سران جمهوری اسلامی در موردآن جنگِ پرهزینه است. از
جنگ با عراق که بگذریم کدامیک از دشمنی های بالقوه و بالفعل در چهار دهه گذشته،
به اندازه سوءمدیریت ها، رانت خواری ها و خودخواهی های سران جمهوری اسلامی، به
ایرانیان صدمه زده است؟ نگارنده مدعی است با قطعی دانستن ادعاهای جمهوری اسلامی در
مورد امریکا و اسرائیل، مجموع خسارت هایی که این دو دولت به ایران وارد کرده اند
یا در آینده وارد خواهند کرد حتی با در صدی از خسارت ناشی از حاکمیت چهل ساله
جمهوری اسلامی، برابری نمی کند به هزینه های واقعی و موهوم که طی هفت دهه توسط
امریکا و اسرائیل به ایران وارد شده ، اضافه کنید اقدامات واقعی و فرضی که در تمامسالهای
گذشته توسط مجاهدینخلق، عربستان سعودی، شیخک نشین های خلیج فارس، داعش، طالبان،
اروپا و…. موجب خسارت به ایران و ایرانیان شده یا قرار است در آینده موجب خسارت
شود . آیا همه آنها با آنچه جمهوری اسلامی بر سر ایران آورده ، قابل مقایسه است؟
در دو دهه گذشته، جمهوری اسلامی برای جلب حمایت سیاسی چین،
بازار کشور را بدون هیچگونه محدودیتی در اختیار محصولات بنجل و حتی خطر آفرینچینی
گذاشته است. قیمت این دست و دلبازی سران جمهوری اسلامی، نابودی بسیاری از
تولیدکنندگان داخلی بوده است. علاوه بر آن، به اعتراف نهادهای رسمی و نیمه رسمی ،
در میان محصولات چینی که با حمایت راس نظامبه کشور وارد می شود از کامیونهای غیر
استاندارد- ارابه مرگ- تا شیر خشک غیر بهداشتی مخلوط با پودر ملامین می توان
یافت. کدامیک از دشمنان واقعی یا ادعاییِ جمهوری اسلامی، چنین هزینه ای به اقتصاد
ایران و سلامت ایرانیان واردکرده یا درآینده قادر به انجام آنست؟ بن سلمان؟
مجاهدینخلق؟ جان بولتون؟ ترامپ؟ بنیامیننتانیاهو؟ ……یا سید علی خامنه ای؟ همینسوال
را می توان در موارد متعدد مطرح کرد .به عنوان نمونه : خسارات ناشی از بی توجهی به
محیط زیست ، بحران آب ، افزایش مستمر آلودگی هوا ، عدمسرمایه گذاری به موقع در
صنایع بالادستی و پایین دستی نفت ، فرارمغزها، خانه نشینی نخبگان و صدرنشینی «ژن»
های خوب، اولویت دادن به بازسازی لبنان و سوریه به قیمت بی توجهی به بازسازی
ناوگان های هوایی و زمینی داخلی، اختلاسهای هزاران میلیاردی و دهها مورد دیگر.
راستی آیا در هیچیک از مواردفوق، کوچکتریناثر از فلان دولتمرد تندروی امریکایی
یا سیاستمدار افراطی اروپایی یا اسرائیلی وجود دارد؟ در آنسوی ماجرا، آیا نقش
مستقیم یا غیر مستقیم سید علی خامنه ای در موارد فوق، قابل انکار است ؟
البته دشمنی سران جمهوری اسلامی با ایران و ایرانیان،
محدود به هزاران میلیارد دلار خسارت مادی نیست. چه کسی می تواند افزایش روز افزون
رذایل اخلاقی از دروغ تا دزدی های کلانو علنی و از آنبالاتر، از بین رفتن قبحفساد
در ایران را انکار کند؟ آیا نقش احتمالی دشمنان واقعی یا فرضی خارجی، در سقوط های
اخلاقی و فرهنگی با نقش قطعی مدیریت فاسد کشور در گسترش اینرذایل ، قابل مقایسه
است ؟
Subscribe to:
Posts (Atom)

