Friday, April 19, 2019

کمال جعفری یزدی، استاد دانشگاه به ۱۳ سال حبس محکوم شد

کمال جعفری یزدی، استاد دانشگاه ساکن مشهد به ۱۳ سال حبس محکوم شد. این حکم توسط دادگاه انقلاب مشهد صادر و در تاریخ ۲۷ فروردین به وکیل مدافع وی ابلاغ شده است. آقای جعفری یزدی در مردادماه سال گذشته توسط نیروهای امنیتی در مشهد بازداشت و پس از تحمل بیشتر از سه ماه بازداشت و بازجویی با تودیع قرار وثیقه تا پایان مراحل دادرسی بصورت موقت آزاد شده بود.

طبق اخبار دریافتی، کمال جعفری یزدی، استاد دانشگاه ساکن مشهد به ۱۳ سال حبس تعزیری محکوم شد.
یک منبع نزدیک به خانواده جعفری یزدی در این خصوص گفت:”آقای جعفری یزدی، اوایل مردادماه سال گذشته توسط نیروهای اداره اطلاعات مشهد بازداشت شد. وی به مدت ۱۰ روز در بازداشتگاه اداره اطلاعات تحت بازداشت و بازجویی بود و سپس به زندان وکیل آباد مشهد منتقل شد. بالاخره پس از گذشت بیشتر از ۳ ماه از بازداشت ایشان، با تودیع قرار وثیقه تا پایان مراحل دادرسی بصورت موقت آزاد شد. ایشان پس از آزادی به خاطر فشارهای وارده در دوران بازداشت به بیماری اعصاب مبتلا و پس از ۳۵ سال مجددا به استفاده از قرص‌های اعصاب رو آورده‌اند”.
گفتنی است جلسه رسیدگی به اتهامات کمال جعفری یزدی در تاریخ ۲۰ فروردین ماه ۱۳۹۸ در شعبه چهارم دادگاه انقلاب مشهد برگزار شد.
حکم صادره توسط این شعبه دادگاه روز سه‌شنبه ۲۷ فروردین به وکیل مدافع کمال جعفری یزدی ابلاغ شد.
بر اساس این حکم آقای جعفری از بابت اتهام “تشکیل دسته و گروه به قصد براندازی نظام” به ۱۰ سال حبس، از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام” به یک سال حبس، از بابت اتهام “توهین به رهبری” به دو سال حبس و در مجموع به ۱۳ سال حبس تعزیری محکوم شده است.
بر اساس اطلاعات دریافتی از منبع مذکور، وکیل مدافع آقای جعفری یزدی روز سه شنبه ۲۷ فروردین ماه جهت دریافت حکم به دادگاه مراجعه کرده است اما مسئولین مربوطه از دادن حکم به وی امتناع کرده و تنها اجازه داده‌اند که از روی حکم رونویسی کند.

کمال جعفری یزدی، ۵۳ ساله، پدر یک دختر و دارای مدرک دکترای مدیریت استراتژیک است. وی سالها است در این رشته در دانشگاه‌های غیرانتفاعی مشهد مشغول به تدریس است.

Saturday, March 30, 2019

مراجع نامدار شيعه و جایز دانستن سكس لاپائى با دختر شيرخواره !

مراجع نامدار شيعه و سكس لاپائى با دختر شيرخواره


همانطور كه شنيده ايد و يا خوانده ايد بسيارى از مراجع بزرگ شيعه و علمای اهل سنت, حكم تفخيذ(قرار دادن آلت جنسى مرد در بين رانهاى مفعول جنسى) در دختران خردسال و حتى دختران شيرخواره را جايز دانسته اند.
به وسیله این احکام, بردن لذت جنسی از کودکان خردسال و یا نوزاد, بی عیب تلقی شده است ما برای اثبات این ادعا, فتوای عده اى از علما و مراجع نامدار شیعه پیرامون تفخیذ با نوزاد را با ذکر منابع و حتی تصویر کتابهایشان را خدمت شما ارائه و لینک سایت هایی که این کتب در آن موجود میباشد را برای تحقیق بیشتر دوستان قرار داده ایم.

١) کتاب تحریر الوسیله از آيت الله روح الله خمينى ج ٣ ص ٤٣١ 
٢) کتاب مستند التحرير الوسیله از سید مصطفی خمینی ج ٢ ص ٣٤٣ 
٣) کتاب هدایته العباد از آیت الله شيخ لطف الله صافی / ج ٢ ص ٢٣٨
به وسیله این لینک میتوانید اصل کتاب و صفحه مورد نظر را در سایت حوزه علمیه مشاهده بفرمایید. 
۴) كتاب النکاح از آیت الله خویی / ج ١ ص ١٥٥ 
به وسیله این لینک میتوانید اصل کتاب و صفحه مورد نظر را در سایت حوزه علمیه مشاهده بفرمایید. 
۵) العروه الوثقی از آیت الله سيد محمد كاظم یزدی عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم / ج ٥ ص ٥٠٢
به وسیله این لینک میتوانید اصل کتاب و صفحه مورد نظر را در سایت حوزه علمیه مشاهده بفرمایید.
۶) العروه الوتقی از آیت الله محمد صادق روحانی / ج ٢ ص ٤٦٩
۷) مستمک العروه از آیت الله سید محسن حکیم / ج ٣ ص ٣١٨ 
۸) شرح العروه الوثقی -النکاح از  آیت الله محمد تقی خویی / ج ٣٢ ص ١٢٦ 
۹) منهاج المومنین از آیت الله مرعشی / ج ٢ ص ٢٠٨ 
۱۰) مهذب احکام فی بیان الحرام و احلال از آیت الله عبدالا علی سبزواری / ج ٢٤ ص ٧٣ 
۱۱) تفضیل الشریعه فی شرح تحرير الوسیله از آیت فاضل لنکرانی / ص ٢٢ 
به وسیله این لینک میتوانید اصل کتاب و صفحه مورد نظر را در سایت حوزه علمیه مشاهده بفرمایید.
۱۲) الوجیز فی الفقه اسلامی از آیت الله محمد تقی مدرسی ص ١٦١ 
۱۳) وسیله النجاه از  آیت الله ابوالحسن موسوی اصفهانی / ص ٦٩٦ 
۱۴) مدارک العروه از آیت الله علی پناه اشتهاردی / ج ٢٩ ص ١٦٥

تصوير صفحه اكثر اين كتب را هم براى شما تهيه كرده ام و پس ازين نوشتار ارائه خواهم كرد.
طبق فتواى اين روحانيون بزرگ شيعه، مردان عملا ميتوانند با دختران شيرخواره رابطه جنسی لاپائى انجام بدهند.

حالا بازهم بياييد بگوييد سندش ضعيف است و فلان راوى مجهول است و ….
اينها فتواست و مستقيم از سوى اين روحانيون صادر شده، نه روايت است و نه مطلب تاريخى كه تحريف شده باشد…







Sunday, March 3, 2019

زرتشت احمدی راغب فعال مدنی

 کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی خبر آزادی زرتشت احمدی راغب را منتشر کرد.

پیش از این خبرهای منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی، حاکی از آن بود که امروز دوشنبه ۱ بهمن 1397، زرتشت احمدی راغب، فعال مدنی و آتش نشان که برای سومین روز پیاپی در اعتراض به اخراج خود از کار در مقابل فرمانداری شهریار دست به تحصن زده بود، توسط ماموران نیروی انتظامی بازداشت و به کلانتری شهریار منتقل شده است.
آقای احمدی راغب در توئیتر شخصی خود اعلام کرده بود که «دادخواهی و اعتراضم به بیعدالتی ، قانون شکنی ، استبداد ، نقض حقوق شهروندی، منع آزادی و پس گرفتن کارم، را در برابر فرمانداری شهریار همانند روزهای گذشته ، ادامه خواهم داد».
زرتشت احمدی راغب، در اردیبهشت ماه سال گذشته توسط شعبه اول دادگاه انقلاب شهریار به اتهام تبلیغ علیه نظام به تحمل ۹ ماه زندان محکوم شده بود.

Sunday, February 24, 2019

بى عدالتى پیامبر اسلام , قتل عام يك قبيله و حمايت از قاتلين

بى عدالتى پیامبر اسلام , قتل عام يك قبيله و حمايت از قاتلين
از روزى كه دين اسلام پا به عرصه وجود گذاشت، بى عدالتى و قوم گرائى جزء لاينفك اين دين و سردمداران آن بوده و هست. در تمامى ادوار تاريخ اين بى عدالتى و اين حق كشى به وضوح به چشم ميخورد.
شايد كسانى بگويند كه دشمنان اسلام با نگاه مغرضانه و با قلم هاى معاند اين موضوعات را به رشته تحرير درآورده اند اما، چنانكه ميدانيم تاريخ مسلمانان را عده اى از خودشان نوشته اند و اين ناعدالتيهاى انجام شده را به استناد آيات قرآن كه < مسلمانان با همديگر با مهربانى رفتار كنند و با ديگران با خشونت>(٢٩ فتح)، مهربانى و عطوفت به هم عقيده و هم كيش تلقى كرده اند.
در اين نوشته يكى از اين بى عدالتى يا بهتر بگويم حق كشى و پارتى بازى های پيامبر اسلام را براى شما بيان ميكنم. خالد ابن وليد يكى از جنايتكارترين مردان آنزمان بود كه حتى در جنگ احد و شكست سپاه اسلام و قلع و قمع كردن حمزه عموى محمد نقش بسازئى داشت. بغير از آن، اين شخص بدليل سنگدلى و خشونت در ميان اعراب شهره خاص و عام بود و زمانى كه مسلمان شد به فرماندهى سپاه نيز منتصب شد، زيرا دين جديد نياز به چنين موجوداتى داشت كه احكامش را به زور در حلق مردم فرو كند.(دقيقا مانند حكومت ملاها در ايران و استفاده از لاتها و آدمكشها در اعتراضات مردم)
در كتاب تاريخ طبرى داستانى بدين مضمون آمده است كه روزى پيامبر اسلام، خالد بن وليد و سپاهش را به سوى قبيله بنى جذيمه فرستاد، و خالد بن وليد نيز به قتل عام وحشيانه وغارت اين قبيله پرداخت، زنان و كودكان را كشت و به دخترانشان تجاوز كرد به طورى كه تقريبا كسى از آنها بازنماند. در بازگشت و شنيدن موضوع از طرف پيامبر اسلام، هيچ عقوبتى براى اين جنايت در نظر گرفته نشد و تنها عمر بن خطاب، به شدت به او اعتراض كرد و او را دشمن خدا لقب داده و قسم خورد كه او را سنگسار خواهد كرد.
پيامبر اسلام كه ادعا ميكرد از سوى خدا به سوى مردم آمده در مقابل كشتار وحشيانه يك قبيله كك مباركش هم نگزيد زيرا مصلحت در اين بود كه چنين موجود خونخوارى در سپاه اسلام باشد براى اثبات بيشتر توحش و خونخوارى نو مسلمانان.
اين اثبات ميكند كه عدالت و حق طلبى فقط و فقط براى خوديهاست و نه براى ديگران، دقيقا همانكارى كه در حكومت ملاها در ايران انجام ميشود!
آن دوستانى كه ميگويند آخوندها از نام اسلام سوء استفاده ميكنند و يا اينكه آخوندها اسلام را مراعات نميكنند بهتر است كمى بيشتر تاريخ اسلام را بخوانند تا بفهمند امثال جنايات آخوندها و حتى بيش از آن در زمان پيامبرشان نيز رخ داده و آخوندها دقيقا مو به مو در حال اجراى آن هستند.
حال بد نيست كه پاسخ آخوندها و تربيت شدگان حوزه هاى جهل و خرافات را در مورد اين داستان بشنويد. من پاسخ سايت اسلام كويست را در اينباره عيناً خدمتتان مينويسم:
درباره جنایات خالد در نبرد با بنی جذیمه و نیز مجازات نشدنش از طرف پیامبر اسلام باید گفت: بخشیدن خون مقتول و یا قصاص قاتل، در اختیار ولیّ مقتول است و اگر او بخواهد قاتل را قصاص نماید، حاکم اسلامی وظیفه دارد که قاتل را قصاص و حکم اسلامی را اجرا نماید؛ اما اگر او بخواهد با گرفتن دیه، از کشتن و قصاص قاتل بگذرد، حکومت اسلامی نیز نظر او را محترم خواهد شمرد. (اگرچه حکومت در صورت صلاحدید، می‌تواند مستقلاً متخلف را به دلیل نقض قانون، مورد مجازاتی هرچند خفیفتر قرار دهد).
در قضیه بنی جذیمه نیز چنین بوده است؛ یعنی رسول خدا، بعد از اطلاع و آگاهی از بروز چنین حادثه تلخی، علی را برای جبران خسارات وارده به آن منطقه اعزام کرد و تمام خسارات؛ حتی قیمت کاسه آبخوری سگ‌های آن قبیله را نیز پرداخت نمود.
حضرتشان برای پیشبرد اسلام نیازمند آن بودند که بزرگان قریش را با خود همراه کرده تا بتواند دعوت خود را هرچه زودتر به ثمر بنشاند. اگر پیامبر با افرادی؛ مانند ابوسفیان و خالد برخورد شدیدی می‌کرد، با توجه به نفوذی که آنان داشتند این احتمال وجود داشت که کنترل شهر مکه مجدداً به دست آنان بیافتد.
پیامبر با گذشت و چشم‌پوشی از تخلفات آنان و حتی پرداخت غرامت کارهای ناپسندشان از بیت المال یا دارایی شخصی، از اختلاف دوباره مکه و مدینه جلوگیری کردند.
خوب اين استدلال کودکانه نه پاسخ به سئوال اجراى عدالت بود و نه اينكه يك انسان خردمند و باشعور را قانع ميكند. محمد يك قبيله را كه اكثر مردان و زنانش قتل عام شده اند و به زنانشان تجاوز شده اند را به راحتى فداى مصالح شخصى خود ميكند و با قاتل هيچ برخوردى نميكند و سعى دارد با دادن رشوه به اقوام مقتولين دهان آنها را ببندد.
همه ما ميدانيم در چنين حالتى خانواده مقتولين حتى جرات اين را نداشتن كه از خالد ابن وليد شكايت كنند و بالاجبار سكوت كردند و حقشان توسط رسول خداى موهوم ضايع شد. آنها حتى با ديدن على(كپى خالد در آدمكشى)، و از ترس كشتار دوباره حتى حاضر بودند از تمام حقوقشان بگذرند.
سپس نويسنده سايت اسلام كويست كه يك آخوند است مينويسد كه بدليل ترس محمد از ازدست دادن كنترل مكه، مجبور بود با چنين اشخاصى مدارا كند و حتى برخى مواقع از اموال بيت المال براى جبران خسارتهايى كه ببار آورده بودند، پرداخت كند!
كدام انسانى ميتواند اين موضوع را بپذيرد كه بدليل مصلحت شخصى، محمد بايد هم حق مردم را ضايع كرده و هم از بيت المال بهاى كثافتكاريهايشان را پرداخت كند؟؟؟
اين چه پيامبرى است كه مجبور ميشود به لاتها و قاتلها باج بدهد فقط براى حفظ قدرتش ؟
اين چه خداى مضحكى است كه چنين پيامبرى را ميفرستد؟
اين كدام خداست كه بايد لاتها و آدمكشها دينش را گسترش بدهند؟
خدائى كه به لاتها و آدمكشها باج بدهد نه اينكه خدا نيست بلكه يك انسان ضعيف و غير قابل اعتمادى است كه قادر به اقناع مردم زمانه اش نيست براى ترويج دينش و مجبور است از لاتها و آدمخورها كمك بخواهد.
مگر ادعا نميكنيد پيامبر اسلام با اعجاز قرآن توانست اعراب را مسلمان كند؟ خوب چنين شخصى چه نيازى به باج دادن به مجرمان وخونخواران دارد؟
با خواندن چنين داستانهايى در مورد زندگى محمد، در مى يابيم كه حكومت محمد نيز مانند حكومت روحانيون فاسد شيعه حاكم بر ايران، پشتوانه مردمى و عقلانى نداشته و تنها با زور شمشير امثال خالد ابن وليد در حلق اعراب فرو رفته است كما اينكه پس از مرگ محمد، تمامىمردم شبه جزيره عربستان به دستانشان حنا زندند و به شادمانى پرداختند و ابوبكر(جانشين محمد) در سلسله جنگهائى به نام ردّه دوباره اعراب را به زور به اسلام ترغيب كرد.
منبع داستان بالا:
طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، ج ‏٣، ص ٦٧، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، ١٣٨٧ قمرى.


Tuesday, February 5, 2019

وای بر ما که جلادان را نجات دهنده انگاشتیم

«ما خطا کردیم و از همان روزهای آغازین تاوان سختی دادیم. برای جبران آن خطا، من در تمامی این ۴۰ سال از مبارزه با استبداد دینی دست برنداشتم و علیرغم کهولت و بیماری، تا آخرین نفس در کنار تمامی آزادیخواهان ایستاده ام.» این بخشی از نامه‌ای است که دکتر محمد ملکی آن را به تمامی قربانیان و رنج دیدگان ۴۰ سال استبداد دینی و با گرامیداشت ۱۵ بهمن سالروز تاسیس دانشگاه تهران تقدیم کرده است.

بسم الحق
۱- بازهم مدتی است که مسئله شکنجه در کشورمان مطرح شده و مقامات نظام وقیحانه وجود آنرا تکذیب میکنند!
من در زندانهای متعدد نظام ولایی قربانی انواع شکنجه – آنچه که شکنجه سیاه و سرخ و سفید نام گرفته – بوده ام؛ دستنوشته ای را که سالها قبل در مقدمه ی خاطراتم از زندان نوشته ام را در اینجا می آورم تا آنها که منکر این عمل غیرانسانی در ایران هستند بخوانند و شرم کنند:
نمیدانم چه باید کرد
چه باید گفت؟
و آیا میتوانم رنجهایم را که خون رنگند
به روی صفحه ای بی رنگ بنشانم؟

من از فعلی حکایت میکنم
با رنگ روز و شب
نمیدانم سپیدی و سیاهی را تفاوت چیست؟
و اما فاش می سازم
که سخت است و توانفرساست هر رنگش
آن  روزها که من و هزاران انسان مبارز و مجاهد و دگراندیش در زندانهای نظام ولایی شکنجه هایی از جمله قپانی شدن، کابل خوردن، لگد خوردن، سر به دیوار کوفتن، فحش شنیدن و ده ها شکنجه از این نوع را تحمل میکردیم، صدای کسی از آنها که بعدا مدعی اصلاح‌طلبی شدند درنیامد و همانها هستند که هنوز هم وقوع شکنجه در چهل سال نظام ولایی را منکر میشوند!
۲- چهل سال می گذرد از روزهایی که مردم خسته از رنج تحمل قرنها استبداد و وابستگی به پا خواستند تا ریشه های ظلم و بی عدالتی هزاران ساله را بخشکانند و برای ایران و ایرانی طرحی نو دراندازند.
مردان و زنانی که زخم و داغ شکنجه های ساواک نظام سلطنتی را بر تن داشتند، با امید به فردائی که از خشونت و حذف خبری نباشد، در دل می پنداشتند که با شعار استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی و رفتن شاه و آمدن خمینی، «دیو» بیرون خواهد رفت و «فرشته» جای او خواهد نشست. اما هنوز خون مردان و زنانی که به پای انقلاب ریخته شد خشک نشده بود که رویاها فرو ریخت و استبداد سلطنتی تبدیل به خشن ترین استبداد دینی شد؛ در این میان من و امثال من که خود هیمه آور این آتش برافروخته بودیم، سرگردان و درمانده می‌اندیشیدیم که چرا جلادانی را که به کسوت نجات دهنده درآمده بودند، پیش از آنکه جلادی کنند، نشناختیم!
باید این آتش دامانمان را میگرفت تا درسی باشد و عبرتی برای آیندگان. چنین شد و سوختیم و باید می سوختیم؛ این یادداشت گوشه ی کوچکی است از آن دریای آتش و خون که هزاران هزار زن و مرد در آن افتادند و نابود شدند، و در این میان، چه نصیب ما مدعیان روشنفکری شد؟
با مددگیری از آن روح های بزرگ، به نقد خویش می نشینم، با این امید که گوشه ای از دین خود را ادا کرده باشم، شاید این سخنان بتواند هشدار و درسی باشد برای آیندگان، تا از تجربیات ۶۰ ساله‌ام که نمیتواند دور از خطا و اشتباه باشد، بیاموزند.
این سوال همواره پیش روی نسل ماست که چرا وقتی از اصلاح نظام سلطنتی مایوس شدیم و برای براندازی نظام به پا خاستیم، در انتخاب راه و راهبران آن، همه ی تابلوهای هشداردهنده را در مسیر خود نادیده گرفتیم و در جاده‌ی پرسنگلاخ با ماشین ترمزبریده، خود و دیگر سرنشینان را به قعر دره فرستادیم؟
روشنفکرانی که بار رسالت و هدایت خلق را به دوش میکشند، مسئولیت سنگینی را تقبل کرده اند، و کوچکترین خطای آنها در شناخت جامعه، مردم و رهبران، می‌تواند عواقبی وحشتناک در پی داشته باشد.
راستی چرا دوراندیشی لازم را نداشتیم، و جز نوک بینی‌مان را ندیدیم، و به آنچه باید توجه میکردیم، بی توجه ماندیم؟
ما چگونه روشنفکری بودیم که در ظلمات نادانی به هشدارها بی توجه ماندیم و به خمینی اعتماد کردیم؟
ما خطا کردیم و از همان روزهای آغازین تاوان سختی دادیم. برای جبران آن خطا، من در تمامی این ۴۰ سال از مبارزه با استبداد دینی دست برنداشتم و علیرغم کهولت و بیماری، تا آخرین نفس در کنار تمامی آزادیخواهان ایستاده ام. امیدوارم که نسل جدید این بار با چشم باز و با دیدن نشانه‌ها و هشدارها راه درست را انتخاب کنند تا یکبار برای همیشه ایران از شر استبداد – در هر شکل و شیوه اش – خلاصی یابد.

Thursday, January 17, 2019

گوهر عشقی خواستار برکناری رهبری

گوهر عشقی، مادر ستار بهشتی کارگر وبلاگ نویسی که در تاریخ ۱۳ آبان ۱۳۹۱ در بازداشتگاه پلییس فتا کشته شد، در نامه‌ای سرگشاده از مسئولان جمهوری اسلامی، از جمله آیت الله علی خامنه ای خواسته که تا دیر نشده به ظلم و ستمی که به برخی اقوام و افراد می شود رسیدگی کنند.
در این نامه که به مناسبت عید غدیر شیعیان منتشر شده، مادر ستار بهشتی خواستار پایان تبعیض و ظلم و ستم در قبال برخی اقوام و اقلیت‌های مذهبی از جمله کردها و اهل سنت ایران شده است.

خانم عشقی در نامه خود همچنین به ظلمی اشاره کرده که خانواده سعید زینالی دانشجویی که در جریان وقایع ۱۸ تیرماه ۷۸ بازداشت شد و هرگز به خانه بازنگشت، در این سال ها متحمل شده اند.
در این نامه آمده که خواهرانه رهبرى را توجه مى‌دهم که تا دیرتر نشده علیرضا رجایى‌هاى دیگر را از زندان‌ها رها کنید چون دیگر آسمان و زمین نیز از ظلم شما به صدا آمده‌اند.
اشاره گوهر عشقی مادر ستار بهشتی به خبرها و تصاویری است که این روزها درباره علیرضا رجائی، فعال ملی-مذهبی و روزنامه نگار و زندانی سیاسی پیشین منتشر شده است.
آقای رجایی در دوران حبس و زندان به دلیل عدم رسیدگی پزشکی و بی توجهی مسولان زندان به سرطان سینوس مبتلا شد تا جایی که در نهایت و بعد از عمل جراحی بخشی از صورت و یک چشم خود را از دست داد.
حالا مادر ستار بهشتی در نامه خود با اشاره به این موضوع خطاب به مسئولان حکومتی و مردم نوشته «تا زمانی‌ که در برابر چهره معصوم علیرضا رجایى سکوت کنیم، ما هم شریک این رفتار ظالمانه‌ایم.»
در این نامه همچنین خطاب به مسئولان جمهوری اسلامی ، آمده به جاى سوریه و لبنان، اندک نظرى بر مردم خود بیاندازید که فردا دیرتر از امروزتان خواهد شد.
سحر بهشتی، خواهر ستار بهشتی درباره این نامه  به رادیو فردا گفت که مادرش این نامه را به این دلیل در این تاریخ نوشت که ستار بهشتی، برادرش، مقارن با عید غدیر شیعیان در سال ۹۱ و در زندان کشته شد.
در نامه گوهر عشقی همچنین به اعتصاب غذای اخیر زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر و کشته شدن دو کولبر به دست ماموران هنگ مرزی اشاره شده است.
ستار بهشتی کارگر و وبلاگ‌نویس جوان ایرانی بود که در تاریخ ۹ آبان ماه ۱۳۹۱ بدست پلیس فتا بازداشت شد. او به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت در شبکه اجتماعی به خصوص فیس بوک بازداشت و در مکانی نامعلوم و در مدت بازجویی از سوی پلیس فتا شکنجه شد. او چهار روز بعد از بازداشت و در جریان بازجویی درگذشت و در گورستان رباط کریم جایی محل زندگی‌اش به خاک سپرده شد.
x

Friday, January 4, 2019

علت ازدواج های متعدد پیامبر اسلام واقعا چه بوده؟
(محمد ابن عبدالله پیامبر شهوتران)



5- سکس محمد با خاله اش، خوله بنت حکیم و نازل شدن آیات قرآن باب میل جنسی او
در اینجا به موضوعی می‌پردازم که کمتر از آن سخن گفته شده است، اینکه او از قول خدایش به زنان اجازه داد تا جسم خود را به وی ببخشند؛ البته این نوع ازدواج یعنی اینکه زنی بگوید من خود را به تو بخشیدم خاص محمد بود و محمد اگر می‌گفت قبول دارم می‌توانست با او سکس داشته باشد، در اینجا موردی کمتر شنیده شده وجود دارد و آن هم سکس محمد با خاله‌اش می‌باشد، او در این زمینه مانند همیشه الله را به خدمت می‌گیرد:
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُّؤْمِنَةً إِن وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَن يَسْتَنكِحَهَا خَالِصَةً لَّكَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ۗ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ ۗ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا (احزاب/50) ... ای پیامبر! ما همسران تو را که مهرشان را پرداخته‌ای برای تو حلال کردیم، و همچنین کنیزانی که از طریق غنایمی که خدا به تو بخشیده است مالک شده‌ای و دختران عموی تو، و دختران عمّه‌ها، و دختران دایی تو، و دختران خاله‌ها که با تو مهاجرت کردند (ازدواج با آنها برای تو حلال است) و هرگاه زن با ایمانی خود را به پیامبر ببخشد (و مهری برای خود نخواهد) چنانچه پیامبر بخواهد می‌تواند او را به همسری برگزیند؛ امّا چنین ازدواجی تنها برای تو مجاز است نه دیگر مؤمنان؛ ما می‌دانیم برای آنان در مورد همسرانشان و کنیزانشان چه حکمی مقرّر داشته‌ایم (و مصلحت آنان چه حکمی را ایجاب می‌کند)؛ این بخاطر آن است که مشکلی (در ادای رسالت) بر تو نباشد (و از این راه حامیان فزونتری فراهم سازی)؛ و خداوند آمرزنده و مهربان است!
تعداد همسران رسمی وی زیاد بود و او می‌بایست بین آنان عدالت برقرار نماید، زیرا خود منادی برابری بود؛ از سوی دیگر او برخی از زنانش را مانند عایشه که دختری کم سن و سال بود بیشتر از بقیه دوست می‌داشت، این بود که باز الله را به خدمت گرفت:
تُرْجِي مَن تَشَاءُ مِنْهُنَّ وَتُؤْوِي إِلَيْكَ مَن تَشَاءُ ۖ وَمَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكَ ۚ ذَٰلِكَ أَدْنَىٰ أَن تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ وَلَا يَحْزَنَّ وَيَرْضَيْنَ بِمَا آتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ ۚ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِي قُلُوبِكُمْ ۚ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَلِيمًا (احزاب/51) ... (موعد) هر یک از همسرانت را بخواهی می‌توانی به تأخیر اندازی، و هر کدام را بخواهی نزد خود جای دهی؛ و هرگاه بعضی از آنان را که برکنار ساخته‌ای بخواهی نزد خود جای دهی، گناهی بر تو نیست؛ این حکم الهی برای روشنی چشم آنان، و اینکه غمگین نباشند و به آنچه به آنان می‌دهی همگی راضی شوند نزدیکتر است؛ و خدا آنچه را در قلوب شماست می‌داند، و خداوند دانا و بردبار است (از مصالح بندگان خود با خبر است، و در کیفر آنها عجله نمی‌کند)!
او  مخیر بود که هر کدام از زنانش را که زیاد دوست ندارد رها سازد و نزد زنی برود که او را بیشتر دوست دارد.
گفته می‌شود اولین زنی که جسم خود را بدین گونه به محمد هدیه نمود "خوله بنت حکیم" بود، او همسر عثمان بن مظعون، از مسلمانان اولیه بود، اسلام بر خلاف یهودیان ازدواج با خاله را جایز نمی‌داند اما خود او هنگامیکه خاله‌اش، خوله بنت حکیم، خود را به او بخشید با وی سکس نمود، مردم در آن زمان می‌گفتند که رسول الله با خاله‌اش ازدواج نمود؛ این زن بارها نزد محمد رفته از شوهرش به او شکایت کرده بود که همسرم روزها روزه است و شبها به شب زنده داری می‌پردازد.
بخاری حدیثی را در تفسیر آیه‌ی 51 سوره‌ی احزاب بیان می‌نماید که اولین زنی که خود را به محمد بخشید خوله بنت حکیم بود: 
كانت خوله بنت حكيم مِن اللائی وهبن انفسهن للنبی (ص) فقالت عائشه اما تستحی المراه ان تهب نفسها للرجل، فلما نزلت ترجی من تشاء منهن...  قلت يا رسول الله، ما ارى ربک الا يسارع فی هواک. (صحیح بخاری/ کتاب النکاح/ باب هل للمراه ان تهب نفسها لاحد/ حدیث شماره 4823). خوله بنت حکیم از زنانی بود که جسم خودش را به پیامبر بخشید، پس عایشه گفت: زن از اینکه جسم خودش را به مردی ببخشد خجالت می‌کشید پس آیه‌ی "ترجی من تشاء منهن ... (احزاب/51)" نازل شد گفتم: ای فرستاده‌ی الله، نمی‌بینم خواسته‌ات را مگر اینکه پروردگارت بر برآوردنش شتابان باشد (می‌بینم که پروردگارت در برآوردن خواسته‌هایت شتابان است)!... نکته‌ی جالبی که در این حدیث وجود دارد تشری است که عایشه به محمد می‌زند آنجا که می‌گوید:"ما ارى ربک الا يسارع فی هواک" می‌بینم که پروردگارت در برآوردن خواسته‌هایت شتابان است. مفهوم این جمله آنچنان متواتر است که کسی نمی‌تواند آن را رد نماید، البته در برخی دیگر از منابع با لفظ "ما ارى ربک الا يسارع فی هواک" آمده است که همان معنی را دارد.